معروف است که سر شیخ سعدی بی مو و طاس بود.روزی یکی از علما سرگرم مباحثه و مناظره بود.عالم مزبور که مغلوب شده و بدون برهان و دلیل مانده بود و در برابر تیغ زبان سعدی در مانده بود به پرخاش پرداخت که : من به قدر موی سر تو درس خوانده ام.سعدی فورا کلاه سر را بر گرفته ، به حضار گفت: سر مرا بنگرید تا پایه فضیلت آقا بر شما معلوم گردد.
«منبع : گلشن الطایف»
نوشته
شده توسط
ش.سایه در
پنجشنبه 7 مهر 1384
و ساعت
02:09 ق.ظ
ویرایش شده در
دوشنبه 14 اسفند 1385
و ساعت
09:03 ق.ظ
نوشته شده
توسط
ش.سایه
در
پنجشنبه 7 مهر 1384
و ساعت
02:09 ق.ظ